محمود كتبى
46
تاريخ آل مظفر ( فارسي )
ذكر محاربه با اعراب 32 جماعتى از اعراب در هرات و مروست و صحن رودان و رفسنجان و شهر بابك دست به تاراج و غارت برآوردند و تا سرحد خراسان اين فساد مىكردند و دست در حصههاى مسلمانان مىزدند و به خود مخصوص مىگردانيدند . چون امير مبارز الدين از استخلاص بم فارغ شده بود ، با فرزند بزرگتر خود شاه مظفر و ركن الدين محمود - بن رشيد كه از وزراى صاحب رأى بود متوجه آن مخاذيل شدند . ايشان تمام اثقال و احمال را به كوه بردند و مستحكم كردند و به هيئت مجموعى مقابل آمدند . در حال حسن فولاد كه سرايشان بود كشته شد و به هزيمت رفتند و اموال و اغنام و جمال ايشان غارت كردند و مراجعت باز كرمان نمود . مقارن اين فتح مژدهء تولد شاهزاده نصرة الدين شاه يحيى رسيد كه در يكشنبه چهاردهم محرم سنهء اربع و اربعين و سبع مائه متولد شد . امير مبارز الدين جهت تسميه از مصحف مجيد تفأل نمود . اين آيت برآمد كه ان اللّه يبشرك بيحيى مصدقا - الآيه . چون تولد مقارن نصرت بود به نصرة الدين يحيى ملقب شد . ذكر وزارت خواجه برهان الدين چون مملكت بر امير مبارز الدين محمد قرار گرفت ، بعد از تأمل بسيار قرعهء اختيار وزارت بر خواجه برهان الدين فتح اللّه واقع شد و پدر سعيدش خواجه كمال الدين ابو المعالى وزير عالى مقدار بود و نسب ايشان به امير المؤمنين عثمان عفان رضى اللّه عنه مىرسيد و هردو به كمالات نفسانى و انواع مراحم بر رعايا متصف بودند . در زمانى كه خواجه رشيد را شهيد كردند ، جمعى كه منصب وزارت را لايق بودند چند نوبت در قلم آوردند . مقدم همه ذكر شريف خواجه كمال الدين ابو المعالى بود . بتوفيق اللّه تعالى به زيارت حرمين استسعاد يافت و در يزد بقاع خير از مساجد و مدارس و خوانق و دار الشفا بنا فرمود . از مال حلال خود دانشمندان را اسباب رفاهيت مهيا كرد و در سنهء ثمان و ثلاثين و سبع مايه وفات كرد . پسرش خواجه برهان الدين عزيمت شيراز كرد و امير مبارز الدين مكتوبات در طلب او ارسال كرد . در سنهء اثنى و اربعين و سبع مائه صدر وزارت به دو مشرف شد و در شهور